مُنج بهشت بختیاری : بدون عنوان | بلاگ

مُنج بهشت بختیاری : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

    امکانات وب

     دهستان بارز یا روستای بارز در۵۰کیلومتری مرکز بخش ُمنج و در۸۰کیلومتری شهرستان لردگان واقع است... بارز یعنی سفر به نقطه صفر چهارمحال و بختیاری.
    برای رسیدن به بارز باید چهارمحال و بختیاری را پشت سر گذاشت و دوباره از راه خوزستان و ” دهدز” سرزمین خورشید و آب را می توان دوباره دید و وارد چهارمحال و بختیاری شد، تا بارز را از نزدیک ملاقات کرد.
    ” بارز” بر دامنه کوه غارون ایستاده و بر بلندای این کوه به راحتی می توان نظاره گر استان خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد و چهارمحال وبختیاری بود ..زنان این روستا و مردان این منطقه، مهربانی می کارند، مهربانی برداشت می کنند و بعد آن را به مهمانان خود تقدیم می نمایند و بارز سرزمین برنج و خشکسالی است، سرزمین شالیزارها و کوه، سرزمین جنگلها و دریاچه های سدهای کارون و بارز سرزمینی برای دیدن است.
    تاریخ بارز و کوه غارون به دوره ساسانیان باز می گردد و درخت هزاران ساله بلوط که به تازگی براثر صاعقه و بی احتیاطی یک چوبان سوخته، گواه قدمت تاریخی کوه غارون و روستای بارز است.
    وجه تسمیه کوه غارون به دلیل وجود غارهای متعدد است و برخی آن را کوه ” قارون ” عنوان می کنند، عشایر در کوه غارون رمه داری می کنند و زندگی خودکفایی دارند.
    عشایر این روستای مهربان زندگی شان را همانند پره های همه چرخان و دوک های گردان پشم بافی، خودشان می چرخاندند و این زنان عشایر دره کوه غارون سیاه چادر برپا می کتند و زندگی روزمره خود را همچنان می گذرانند.
    زنان عشایر کوه نشین غارون هر صبح به دوشیدن شیر و مشک زدن و نان پختن مشغول هستند و برخی دیگر نیز در پایین قله کوه به کشت گندم و درو کردن محصول در طول روز اشتغال دارند و برخی نیز برای جمع آوری هیزم به دل جنگل می زنند.
    آنها با لباسهای محلی که مجموعه ای از مینا و لچک و روسری تا دامن و لباس بلند با تاریخ اصیل ایل است مشغول کار روزانه اند و لباس این مردم در پی قرنها همچنان اصالت خود را حفظ کرده است.
    زنان روستا پس از دوشیدن شیر اقدام به فرآوری لبنیات از شیرتازه می کنند و از آن ماست، کره، سرشیر، خامه ،کشک و قره قورت حاصل می کنند و پس از آن در نیم روز اقدام به پخت نان محلی و بومی به نام “یقه” و فتیر می کنند و در عصرگاه نیز به درو کردن علوفه کوهستان در نزدیکی آبادی می پردازند.
    پوشش غالب جنگلی کوه غارون را” بنه” و” بلوط” تشکیل می دهدو سوخت روزانه عشایر کوه نشین غارون نیز از همین چوبهای خشک جنگلی تامین می شود.
    دختران کوچک و خرد از دره و کوه بالا می روند و رمه گردانی می کنند و علوفه های کوهی را با داس های تیز درو کرده، تا ذخیره ای برای زمستان دامها فراهم کنند.
    تیغ تیز گرمای خورشید حتی در دل کوه غارون به سایه درخت بلوط هم رحم نمی کرد و سایه بلوط را به هر طرفی که دوست داشت می کشاند، اما حریف زندگی عشایر و سیاه چادرها نمی شود.
    باید ایستاد و فرو آمد بر آستانه دشتی که اینک سبزه ندارد، بر آستانه کوهی که قله اش، پیراهن سپید ابر را پاره پاره می کند و باید ایستاد و فرود آمد،بر آستانه رودی که هیچ صخره ای را یارای ایستادن در برابر خروشش نیست.
    ایل با کوله باری از رنج های نگفته، با عبور از صخره ها و کوهها به منزلگاه موقت خویش می رسد و اسب و استر و بنه را بر زمین وا می گذارد.
    ” کوچ ” در فرهنگ بختیاری با سختی و تلاش عجین شده و مردان و زنان این دیار با طی طریق در دل کوه ها و کوهساران دل به دریای رودهای ناآرام می زنند و نان به بازوی خویش می خورند.
    کوه غارون به وسعت همه تاریخ چهارمحال و بختیاری پیشینه تاریخی دارد و زنان و مردان این کوه، همواره استوار بر پا ایستاده اند و منت کسی را نمی برند.
    سیاه چادرهای عشایری در این کوه از پشم بز بافته می شود و در آن گرما و سرما نفوذ نمی کند و سیاه چادرهای نمادی از حفظ اصالت عشایری در بین مردمان عشایر این خطه از ایران است.
    گیاه کوهی”کرفس” مختص چهارمحال وبختیاری است و این گیاه در کوه غارون یافت می شود
    که عطر سرشار از همه خوبی های طبیعت را در دل خویش نهان دارد

    ...
    نویسنده : آ سید حسین موسوی شهسواری بازدید : 2328 تاريخ : شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:41

    آرشیو مطالب

    لینک دوستان

    نظر سنجی

    شما از بختياريهاي كدوم شهر هستيد؟

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :